
سحاب
ميرزا سيد محمد " سحاب " فرزند سيد احمد هاتف اصفهاني ( اصلا از مردم اردوباد آذربايجان )، از شعراي عهد فتحعلي شاه و از مداحان اوست. سحاب به علوم نظري ايران قديم آشنا و در طب نجوم داراي اطلاعات کافي بوده و در نزد فتحعلي شاه مقام و احترام شايان داشته است.
سحاب داراي اشعاري ساده و روان و گيراست. ديوانش قريب پنج هزار بيت است و يک نسخه آن را فتحعلي شاه به آوسلي، سفير فوق العاده انگليس در دربار ايران، هديه کرده است.
وي علاوه بر شاعري در شعر شناسي و فنون ادبي نيز متبحر بود و تذکره " رشخات سحاب " را به نام فتحعلي شاه تاليف کرده که متاسفانه به اتمام نرساند و در سال 1222 هجري قمري درگذشته است.
گويي سحاب خود به خوبي مي دانسته که کار شاعر درباري، يعني ترتيب چند لفظ و به هم بافتن چند مصراع در ستايش کسان که مضمون آن هم غالبا از ديگري است، تا چه پايه لغو و بيمعني است. اين ابيات بيزاري و شرمساري او را از شعر و شاعري به خوبي آشکار مي سازد:
کس را کمال نفس بجز حسن حال چيست؟ و آن را که حسن حال نباشد کمال چيست؟
شعر است هيچ و شاعري از هيچ هيچتر در حيرتم که در سر هيچ اين جدال چيست
يک تن نپرسد از پي ترتيب چند لفظ اي ابلهان بي هنر، اين قيل و قال چيست
از بهر مصرعي دو که مضمون ديگري است چندين خيال جاه و تمناي مال چيست؟
شعر اصلش از خيال بود، جنسش از محال تا از خيال اين همه فکر محال چيست؟
از چـنـد لـفـظ يـاوه نــزد لــاف بـرتـري هر کس که يافت شرم چه و انفعال چيست؟
صد نوع از اين کمال بر اهل راي و هوش با حسن ذات عامي نيکو خصال چيست؟
گيرم که نظم بحر در و کان گوهرست با نثر کلک داور دريا خصال چيست؟
پرچم ايران - نقشه ايران - مردم شناسي - آب و هوا - موقعيت جغرافيائي - 3000 قبل از ميلاد تا زمان معاصر - علوم و فنون |
فرهنگ و هنر - تاريخ و جغرافي - بياموزيم - تماس با ما - درباره ما - صفحه اول |