ديـکـته در مـنـزل
ر
را - ران - راد - بار - باران - داراب - آبدار
بابا آرد داد.
دارا نان را داد.
ِ ا
بـ - نـ - د - ر
بـر - نـر - در - رد
بابا انار را داد.
دارا ادب دارد.
آن انبار دربان ندارد.
دانا بدن درد دارد.
آن ابر باران ندارد.
انار آب دارد.
بابا برادر ندارد.
آبادان بندر دارد.
دانا! آرد را بردار.
ببر دندان دارد.
مـ م
ما - مـ
آدم دندان با بدن دارد.
آن مـرد ادب دارد.
من بادام ندارم.
ماندانا در مرند ماند.
مـادرم دامـن دارد.
داماد در باران آمـد.
من برادر دارم.
مار دندان دارد.
آن دربان آرمان نام دارد.
دندان درد درمـان دارد.
مادر نان را داد.
بابا! دندانم درد دارد.
مـن در باد آمـدم.
امان برادر ندارد.
دانا بادام دارد.
آدم اندام دارد.
مراسم سنتي - مشاهير - نامهاي ايراني - ادبيات - هنرهاي تجسمي - هنرهاي نمايشي و موسيقي - هنرهاي دستي |
|
فرهنگ و هنر - تاريخ و جغرافي - بياموزيم - تماس با ما - درباره ما - صفحه اول |