
صديقه دولت آبادي
از بانوان بنيان گزار نهضت آزادي زنان در ايران است. او زني شجاع و آزاده بود، زني پيشتاز که در مبارزه و ايمان عقلاني به اصول آزادي، نظير نداشت. صديقه، در کلام فارسي به معناي زن راستگو و زن مهربان آمده است.
وي فرزند حاج ميرزا هادي دولت آبادي و خواهر حاج ميرزا يحيي دولت آبادي، از رجال آزادي خواه، و مروج فرهنگ پيشرو در ايران بود. يحيي دولت آبادي در سال 1318 خورشيدي فوت کرد. از او اثر مهم " حيات يحيي " در تاريخ معاصر ايران، منتشر شده است.
صديقه پس از تولد 7 پسر بدنيا آمده بود و بر خلاف خانواده هاي قشري، همگي از تولدش خوشحال شدند.
حاج ميرزا هادي دولت آبادي، زماني که صديقه 6 ساله بود به او گفته بود:
" ... حالا که پس از هفت برادر در محيطي پر از جهل و تبعيض به دنيا آمده اي، به تو مي گويم اگر مانند برادرانت درس بخواني، مانند آنها از من ارث خواهي برد. وگرنه ترا از ارث محروم خواهم کرد. "
صديقه از روز بعد همراه هفت برادرش در منزل زير نظر پدر و استادان، تحصيل اساسي و پايه خود را شروع کرد. خيلي زود نشان داد که دختري است که بيشتر از سن و زمان و مکان خود، استعداد پيشرفت دارد.
خانواده اصرار به ازدواج او داشتند و عاقبت در سن 18 سالگي در تهران با طبيب خانوادگي خود دکتر اعتضادالحکما با اختلاف سني نه چندان زياد ازدواج کرد. از اين وصلت صاحب فرزند نشد و در سال بعد تقاضاي طلاق کرد.
او پس از جدايي و مرگ پدر و مادر به اصفهان مراجعت نمود.
صديقه دولت آبادي در سال 1296 اولين مدرسه دخترانه را به نام " مکتب خانه شرعيات " تاسيس و اولين نشريه به نام " زبان زنان " را در اصفهان منتشر کرد.
در آن زمان در کوچه و خيابان هاي اصفهان قشري گرايان، نشريه " زبان زنان " را به آتش مي کشيدند.
صديقه دولت آبادي، مديريت مدرسه دخترانه " مکتب خانه شرعيات " را بر عهده بدرالدجي درخشان گذاشت. سه ماه پس از تاسيس مدرسه دخترانه وزارت فرهنگ وقت ( دوران قاجاريه ) مدير مدرسه و روساي آنرا به جرم داير کردن مدرسه دخترانه که در آن زمان ممنوع بود، در طويله ادارهً معارف (فرهنگ) حبس کردند!
ولي در همين روزگار، صديقه دولت آبادي " شرکت خوانين اصفهان " را تاسيس کرد. در مقابل شعار مترقي " زن بايد تحصيل کند "، قشري گرايان جامعه آنروز مي گفتند: " سواد، ناموس و عفت زن را لکه دار مي کند ".
صديقه در سال 1300 وقتي محيط سياسي را براي افکار خود و ديگر زنان مساعدتر ديد، به تهران آمد. يک مدرسه دخترانه تاسيس کرد و " انجمن آزمايش بانوان " را پايه گزاري کرد. و سپس براي تحصيل در رشته تعليم و تربيت به فرانسه رفت.
در سال 1927 ميلادي از دانشگاه پاريس فارغ التحصيل، و در سال 1306 خورشيدي در وزارت فرهنگ ( دوران پهلوي) مشغول خدمت شد.
در عصري سياه که عامه مردم اعتقاد به آزادي زن نداشتند و معتقد بودند که اگر دختري سواد بياموزد شب و روز وقتش صرف نوشتن نامه عاشقانه مي شود، صديقه، يکه و تنها در شهري مانند اصفهان، پرچم آزادي زن را به اهتزاز درآورد.
نورالهدي زنگنه، درباره صديقه دولت آبادي گفته است:
«... گروهي از زنان تحصيل کرده، به اتفاق صديقه، کانون بانوان را تاسيس کرده بودند و برنامه اي مترقي براي نهضت آزادي زن را پي ريزي مي کردند. با مقالاتي که در مجله زبان زنان نوشته مي شد، زنان را آگاه مي کرديم. تحريکات براي بازگشت دوران چاقچور و چادر و احوال زندگي اندروني در گوشه و کنار ادامه داشت. مخالفين آزادي زن در کوچه و خيابان، بما سنگ پرتاب مي کردند....
انتشار روزنامه زبان زنان ادامه داشت، 2 سال پس از انتشار به سبب نشر مقاله اي مستدل بر عليه وثوق الدوله، زبان زنان توقيف شد. رئيس نظميه وقتي براي توقيف آن زن عالي مقام به در منزل او رفت، به صديقه گفته بود:
خانم شما صد سال زود بدنيا آمديد.
صديقه در پاسخ گفته بود:
آقا من صد سال دير متولد شدم. اگر صد سال زودتر بدنيا آمده بودم، نمي گذاشتم زنان چنين خوار و خفيف در زنجير شما مردها اسير باشند.»
صديقه در نخستين سالهاي اقامت در پاريس، با روزنامه هاي معروف ارتباط قلمي برقرار کرد و در نشريه " تاون اند تيمس " يک سري مقالات مستدل حقوقي در مورد " استقلال زنان ايران در مايملک خود " منتشر کرد که در تنوير افکار عمومي بسيار موثر بود.
صديقه دولت آبادي که در سال 1246 خورشيدي در خانواده اهل علم و تقوي بدنيا آمده بود، بمدت 85 سال زندگي افتخار آميز داشت. در وصيت نامه خود نوشت:
«... در مراسم تشييع جنازه ام حتي يک زن با حجاب شرکت نکند، زناني که با چادر بر سر مزار من بيايند هرگز نمي بخشم...»
او حجاب را در حقيقت مانع و فاصله اي بين خالق و مخلوق آزادي و آزادگي زن مي دانست.