fimages/header_General.jpg (47598 bytes)

انگاسي

نكو نشناخت انگاسي پسر را

بپرسيدش نشاني پدر را.

كشيدش در بغل كاي نور ديده

منت باشم پدر وز ره رسيده.

بگرئيد آن پسر ابله تر از او

كه: گر تو گم شوي اي باب دلجو

كسي نشناسدم در بين مردم

بمانم بي نشان و تا ابد گم!

براي برگشت به صفحه قبلي لطفاً اين پنجره را ببنديد