fimages/header_General.jpg (47598 bytes)

اين شتري است که در خانه همه کس مي خوابد

اصطلاح و ضرب المثل بالا به عنوان تسليت و همدري به کار مي رود تا مصيبت ديدگان را موجب دلگرمي و دلجويي باشد و متعديان و متجاوزان را مايه تنبيه و عبرت؛ تا بدانند که عفريت مرگ در عقب است و مانند شتر قرباني در آستانه در هر خانه و کاشانه اي زانو به زمين مي زند و تا بهره و نصيبي نستاند بر پاي نمي خيزد. و همچنين از باب تذکار و هشدار به کساني که در حس نسيان و فراموشي، آنان را در روزگار فراغ و آسايش از دريافت نشيب و فرود روزگار باز مي دارد نيز ضرب المثل بالا مورد اصطلاح و استناد قرار مي گيرد و با زبان بي زبان مي گويد: غره مشو، به خود مبال که زمانه هميشه بر يک منوال و به يک صورت و حال نيست. دير يا زود، دريافت مرگ و مير، کابوس وبال و نکاي بر بالاي سر تو نيز سايه خواهد افکند و آنچه نمي پنداشتي جامه عمل مي پوشاند. آري، اين شتري است که در هر خانه مي خوابد و بهره بر ميگيرد. اما ريشه تاريخي آن:

بطوري که مي دانيم و در مقاله گوشت شتر قرباني در کتاب حاضر في الجمله شرح داده شد، سه روز قبل از عيد قربان يک شتر ماده را در حالي که به انواع گلهاي رنگارنگ و حتي سبزي و برگهاي درختان زينت داده بودند و جمعيت بسياري از هر طبقه و صنف دنبال او مي افتادند؛ در شهر ميگرداندند و براي او طبل و نقاره و شيپور مي زدند و سخنان ديني و اشعار مذهبي مي خواندند. اين شتر از هر جا و هر کوي و برزن که ميگذشت مردم دور او جمع ميشدند و پشم حيوان را عوام الناس - بويژه زنان آرزومند - مايه اقبال و رفع نکبت و وبال دانسته، به عنوان تيمن و تبرک از بدنش مي کندند و از اجزا تعويذ و حرز بازو و گردن خود و اطفال قرار مي دادند.

اين جريان و آداب و رسوم که رياست آن به عهده شخص معيني بود و مباشرين اين کار القاب خاصي داشتند؛ مدت سه روز بطول مي انجاميد و در اين مدت شتر گرداني به در خانه هر يک از اعيان و اشراف شهر که ميرسيدند شتر را به زانو در مي آوردند و از صاحب خانه به فراخور مقام و شخصيتش چيز قابل توجهي نقداً يا جنساً ميگرفتند و از آنجا مي گذشتند. روز سوم که روز عيد قربان بود، اين حيوان زبان بسته را به طرز جانگدازي نحر مي کردند، و هنوز جان در بدن داشت که هر کس با خنجر و چاقو و دشنه حمله ور ميشد، و هنوز چشمان وحشت زده اش در کاسه سر به اطراف مي نگريست که تمام اعضاي بدنش پاره پاره شده، گوشتهايش به يغما مي رفته است.

کاري به تفصيل قضيه نداريم، غرض اين است که به گفته استاد ارجمند شادروان سيد جلال الدين همايي: «از مبناي همين کار در زبان فارسي کنايات و امثالي وارد شده است مانند "شتر را کشتند". يعني کار تمام شد. "فلاني شتر قرباني شده است" يعني: هر کس او را به طرفي مي کشيد، يا به معني اينکه دور او را گرفته، اهميتش مي دهند ولي بالاخره نابودش مي سازند.» در دنباله مطلب اين اصطلاح و ضرب المثل مي رسد که: شتر را در منزل فلاني خوابانده اند. يعني: غائله را به گردن او انداخته اند.

ضرب المثل اخير بعد از مرور زمان رفته رفته بصورت و اشکال مختلفه در آمد و هر دسته و جمعيتي به يک شکل از آن استفاده و استناد مي کنند که از همه مهمتر و مشهورتر همان ضرب المثل عنوان اين مقاله است که ناظر بر شرنگ مرگ و مير مي باشد. که به هر حال بايد چشيد و از غرور و خودخواهي و زياده طلبي که چون جهاز رنگارنگ شتر قرباني ديرپا نيست، بلکه فريبنده و زودگذر است؛ بايد چشم پوشيد و براي آرامش خاطر و رضاي نداي وجدان، به دستگيري نيازمندان پرداخت و بر قلوب جريحه دار دلسوختگان مرحم نهاد، زيرا به قول شاعر:

بر هيچ آدمي اجل ابقا نمي کند                                 سلطان مرگ هيچ محابا نمي کند 

 

براي برگشت به صفحه قبلي لطفاً اين پنجره را ببنديد